على اكبر دهخدا
589
امثال و حكم ( فارسى )
نظير : جواب ابلهان آمد خموشى . جواب جاهلان باشد خموشى . جواب احمقان خاموشى است . از قابوسنامه . السكوت عن الاحمق جوابه . جواب احمقان خاموشى است . رجوع بفقرهء قبل شود . جواب است اى برادر اين نه جنگ است * ( . . . كلوخانداز را پاداش سنگ است . ) سعدى . جواب تركى بتركى . گج . سزاى درشتى و خشونت درشتى و خشنى باشد . نظير : جوابهاى هوى است . جواب زور را زور ميدهد . كلوخانداز را پاداش سنگ است . رجوع به : با بدان بد باش . . . ، و رجوع به : اترك التروك . . . ، شود . جواب تلخ ز شيرين مقابل شكر آيد * ( من از تو سير نگردم و گر ترش كنى ابرو . . . ) سعدى نظير : بوى پياز از دهن خوبروى * خوبتر آيد كه گل از دست زشت . سعدى . جواب تلخ شگفت است از آن لب شيرين * ( بت من از لب شيرين جواب تلخ دهد . . . ) معزى . جواب جاهلان باشد خموشى . رجوع به : جواب ابلهان . . . ، شود . جواب خصم به زبان تيغ توان داد نه به سپر سلامتجوئى . از قابوسنامه . جواب دندانشكن . پاسخى موجه و فاصل . جواب زور را زور ميدهد . هيچ دليل و برهانى چون قوت و زور قاطع نباشد . جواب كهتر بر مهتر بود . شيخ ابو سعيد . نقل از اسرار التوحيد . نظير : ديه بر عاقله است . جواب ناخدا با ناخدا توپ است در دريا . مثل هنديست . رجوع به : جواب تركى . . . ، شود . جوابهاى هوى است . رجوع به : جواب تركى . . . ، شود . جواب هم از مهمسازيست . رجوع به : الياس احدى . . . ، شود . جواب هم جزو كارسازيست . رجوع به : الياس احدى الراحتين شود . جوانان داناى دانشپذير * سزد گر نشينند بر جاى پير . فردوسى . جوانان دانندهء باگهر * نگيرند بىآزمايش هنر . فردوسى . جوان ارچه دانا بود باگهر * ابى آزمايش نگيرد هنر ( به فرزند گفت اين جوانى چراست * بنيروى خويش اين گمانى چراست . . . به دو نيك هرگونه بايد كشيد * ز هر شور و تلخى ببايد چشيد براهى كه هرگز نرفتى مپوى * بر شاه خيره مبر آبروى . ) فردوسى . جوان است و جوياى نام آمده است . * ( نبينى كه با گرز سام آمده است . . . ) فردوسى . بيشتر بمزاح گفته مىشود . جوان را اگرچه سخن سودمند * ز پيران نكوتر پذيرند پند . اسدى . جوان را بود روز پيرى اميد * نگردد سيه موى گشته سپيد . نظير : كسى را كجا زندگانى بود * ز خردى اميد جوانى بود .